خرید بک لینک

با ناهنجاري هاي موجود در محيط هاي ورزشي بايد به صورت منطقي، خردمندانه و علمي برخورد کرد، چه بسا پاره اي تدابير نامناسب نه تنها جو مسابقات و تماشاگران را بهبود نمي بخشد بلکه باعث بروز تشنج و درگيريهاي حاشيه اي نيز مي گردد.

بنابراين در درجه اول بايد تماشاگران موجود در محيط هاي ورزشي را از نظر خصايل عرفي، اجتماعي و روان شناختي مورد بررسي دقيق و بازبيني دقيق قرارداد و بر مبناي شناخت درست نسبت به آنان براي رفع ناهنجاريها تلاش نمود.

واقعيت اين است که تماشاگران فوتبال يا هر رشته ورزشي ديگر جزيي از افراد موجود در جامعه اند بنابراين نمي توان تماشاگران را از ساير افراد جامعه تفکيک نمود و حکم آنان را از بقيه مردم کاملاً جدا دانست.

برخي بر اين عقيده اند که تماشاگران فوتبال از جمله آدم هاي بي ادب و بي تربيت جامعه هستند که براي تخليه خود مأمني جز استاديوم پيدا نمي کنند به همين خاطر فضاي ورزشگاه هميشه آلوده به شعارهاي ضداخلاقي است.

ديدگاه فوق به لحاظ حکم مطلق و عام خود، ديدگاه صحيحي نيست. درست است که برخي از تماشاگران فوتبال از فرهنگ فردي و اجتماعي بالايي برخوردار نيستند، ولي اين امر در مورد همه تماشاگران قابل پذيرش نيست.

نکته جالب توجه در اين زمينه آن است که هميشه تماشاگراني که به قول برخي از افراد در زمره بي ادب ترين افراد جامعه هستند، در برخي از مسابقات نه تنها به حرف هاي رکيک و حرکات نابهنجار روي نمي آورند، بلکه با متانت و ادب صرفاً به تماشاي مسابقه مي نشينند و پس از پايان مسابقه نيز صرف نظر از نتيجه به دست آمده، بدون جنجال محيط استاديوم را ترک کرده، به خانه هاي خود باز مي گردند.

نمونه بارز اين مسئله بازي تيم ملي فوتبال پرسپولیس وسایپا بود. اين بازي بدون حرکات نابهنجار تماشاگران برگزار شد و مشکلات حاشيه اي خاصي را به دنبال نداشت.

واقعاً دليل اين مسئله چه بود؟ چرا تماشاگران در برخي از مسابقات از نظر حرکات زشت و نابهنجاري هاي فرهنگي سنگ تمام مي گذارند ولي در برخي از مسابقات، جو فرهنگي حاکم بر مسابقه خوب و مطلوب است؟

حقيقت اين است که برخي از افراد ورزشي با گروه هاي وابسته به مجموعه هاي ورزشي يا برخي از افرد که به نحوي منفعت خود را از جهات گوناگون در بروز تشنج مي بينند، با استفاده از عوامل خود زمينه را براي اهانت فحاشي و حرکات قبيح و غيرفرهنگي فراهم مي کنند و از اين طريق برخي از تماشاگران احساساتي را در اثر غلبه نوعي احساس جمعي مشترک با خود همراه کرده، بر دامنه هنجار گريزيهاي موجود اضافه مي کنند.

بسياري از اين تماشاگران – که در محيط هاي ورزشي به حرکات ضداخلاقي بروي مي آورند – تحت تأثير حس جمعي و جو گروهي از مرز هنجاري هاي معمول و متعادل گذشته، به سوي نابهنجاري هاي مختلف روي مي آورند، اين افراد اگر در اين جو قرار نگيرند، اکثراً به سوي رفتارهاي مزبور گرايش نمي يابند.

چندي پيش پس از انجام يکي از مسابقات ليگ برتر در ستون خوانندگان يکي از روزنامه هاي ورزشي مطلبي را مشاهده نمودم که برايم بسيار جالب توجه بود. يکي از تماشاگران فوتبال که براي تماشاي مسابقه فوتبال در استاديوم حضور يافته بود، تحت تأثير شرايط ايجاد شده در روزشگاه به يکي از فوتباليست هاي معروف کشور اهانت کرده بود و نسبت به ايشان فحاشي کرده بود، اما بعداً پشيمان شده و از طريق زنگ زدن به صفحه خوانندگان روزنامه از عمل خود ابراز پشيماني نموده و از ايشان درخواست عفو بخشش نمودند.

مطمئناً تماشاگر مزبور و افراد مشابه ايشان به خوبي مي دانند که کار درستي انجام نداده اند، ولي تحت تأثير جو هيجاني منفي موجود در ورزشگاه، بدون توجه به درستي يا نادرستي عمل خود، به رفتارهاي ضداخلاقي روي آورده اند.

چرا فردي که در عمق وجدان و ضمير آگاه خويش به زشتي و نادرستي رفتار و عمل خود واقف است، ولي با اين وجود دست به چنين کارهايي مي زند؟

بنابراين بايد به دنبال علت گشت چرا که رفتارهايي غيراخلاقي و ضد فرهنگي برخي از تماشاگران فقط يک «معلول» است که مي تواند از علتهاي گوناگوني نشأت گرفته باشد. از اين رو براي اين که معلول را از بين ببريم بايد علت آن را بشناسيم چون بدون شناخت علت، از بين بردن معلول به هيچ وجه امکان پذير نيست. قبل از اين که به بيان برخي از علتها بپردازيم بايد به اين حقيقت اذعان نمود که به حد صفر رساندن نابهنجاريهاي تماشاگران محيط هاي ورزش اگرچه آرمان هر جامعه ارزشمنداري است اما اين نابهنجاريهاي رفتاري تماشاگران امري طبيعي بوده و تابعي ازهنجار گريزيهاي موجود در جامعه مي باشد و اين غيرمنطقي است که جامعه محدود تماشاگران ورزشي چيزي کاملاً جدا و متمايز از جامعه بزرگتر يعني اجتماع بيرون باشد. اصلاً بحث ما بر همين پايه است؛ بحث ما اين است که همان طور که در اجتماع بيروني نوعي تعادل رفتاري و هنجاري وجود دارد در بين جمع محدود تماشاگران نيز اين تعادل بايد به طور نسبي برقرار باشد در حالي که در پاره اي موارد اين گونه نيست و برخلاف روال طبيعي سطح و ميزان هنجار گريزيهاي تماشاگران به حد قابل توجهي افزايش مي يابد که حالت نامتعادل و افراطي به خود مي گيرد؟

براستي چرا اين گونه است و علت اين امر چيست؟

زندگي در محيط هاي بزرگ شهري و توأم با شلوغي و دردسرهاي مختلف، آثار روحي ورواني نامطلوبي بر روي افراد مختلف موجود در جامعه مي گذارد، زندگي در دنياي امروز با تضادها و تناقضات گوناگون همراه است انسان در اين محيط از يکسو با محيط بيرون خود درگير است و مشکلات بيروني را در ظرف درون خود مي ريزد و از اين طريق به انباشت فشارهاي دروني و تبعات ناشي از آن کمک مي کند و از سوي ديگر در درون خود نيز به دليل خواسته هاي متفاوت و متعارض و مشخص نبودن دورنماي خواستها و آرمانهاي فردي يا گروهي و ... دچار مشکل يا بحران است.

همه اين مسايل بر روي وجود حساس انسان تأثير مي گذارد. افراد مختلف موجود در جامعه بر اي حل اين مشکلات و فشارهاي بيروني و دروني به مکانيسم ها و روشهاي مختلفي متوسل مي شوند و با استفاده از اين روشها فشاردروني خود را تخليه مي کنند.

تخليه رواني براي کليه افراد موجود در جامعه امري ضروري و اجتناب ناپذير است به گونه اي که بدون وجود فرآيند تخليه رواني حتي حيات و سلامتي انسان در معرض خطر قرار مي گيرد.

اگر تخليه رواني با استفاده از روشهاي مثبت و متعارف انجام شود نه تنها از ميزان تشنجات اجتماعي کاسته مي شود بلکه ميزان سلامت اجتماعي و بهزيستي افراد جامعه نيز افزايش مي يابد ولي با اين وجود مشکل اصلي کار در تخليه رواني به روشهاي نامتعارف يا غيراخلاقي است.

بنابراين در مورد تماشاگران نيز بايد روش و جهت مکانيسم تخليه رواني آنان را اصلاح نمود؛ اگر مکانيسم تخليه رواني تماشاگران اصلاح شود تماشاگران به جاي اين که به روشهاي نامناسب روي بياورند از طريق راهها و روشهاي مثبت فشارهاي رواني انباشته در درون خود را آزاد نموده ، با فراغ بال و آرامش خاطر به تماشاي مسابقات مي نشينند و از اين طريق با ايجاد يک جو مثبت در ورزشگاه به سالم سازي فضاي رواني ورزشگاه و در نهايت رشد و توسعه ورزش کمک مي کنند. دکتر ارنست ساراسون استفاده از روشهاي هيجان گروهي را در محيط هاي پرجمعيت لازمه تخليه رواني و آرامش اجتماعي مي داند بنابراين در مورد تماشاگران فوتبال نيز مي توان از اين روشها استفاده کرد به عنوان مثال مسئولان هر يک از تيمهاي شرکت کننده در ليگ برتر فوتبال مي توانند با استفاده از کانون هواداران و افراد صاحب نفوذ در بين تماشاگران تيم خودي، گروه ها و اشخاص معيني را در بين تماشاگران مزبور قرار داده که با استفاده از شعارها و رفتارهاي مثبت هيجاني، شور و شعف خاصي را به جمع تماشاگران انتقال داده، حمايت و همکاري و همراهي تماشاگران را نيز در تکرار اين شعارها يا پاسخ دادن به آنها موجب شوند.

اگر جو موجود بين تماشاگران يک تيم به سمتي جهت دهي شود که تماشاگران انرژي موجود در درون خود را به جاي تخريب و اهانت به تيم حريف در زمينه تشويق تيم خودي صرف کنند هم فضاي ورزشگاه ها از وضعيت فعلي خارج مي شود و هم تيمهايي که داراي تعداد هواداران بيشتري هستند در گردونه رقابتها بهتر و مطلوبتر عمل مي کنند چرا که با تشويق هاي مثبت و هيجاني تماشاگران خودي به طور طبيعي بازيکنان سينگنالهاي مثبتي را دريافت مي کنند که باعث سعي و تلاش بيشتر آنها و در نهايت بهبود راندمان تيمي مي شود.

اين که گروه هاي مورد بحث از چه شعارها يا عباراتي استفاده کنند بايد توسط گروه هاي کارشناسي مخصوصي در باشگاه ها مورد بررسي قرار گيرد و با ايجاد هماهنگي بين اين افراد زمينه همراهي هر چه بيشتر تماشاگران فراهم شود.

با استفاده ازروش فوق يا روشهاي مشابه ديگر زمينه مشارکت فعال تماشاگران در پيروزي ها و موفقيت هاي ورزش تيم هاي بيشتر فراهم مي شود و از اين طريق هزينه هاي باشگاه در زمينه به کارگيري گروه هاي مورد بحث نيز تأمين مي گردد.

وقتي که تماشاگران يک تيم به جاي تشويق تيم خودي به کارهاي حاشيه اي، اهانت به داور، بازيکنان حريف و ... مشغول باشند انرژي مثبتي که بايد از سوي هواداران به بازيکنان انتقال يابد، به درستي انتقال نمي يابد و نوعي گسست يا جداي بين تماشاگران و تيم محبوبشان ايجاد مي شود که نتيجه آن عدم بهره گيري تيم از وجود خيل عظيم تماشاگران است و ضرر مستقيم آن بيشتر متوجه تيم خودي خواهد بود تا تيم حريف.

تماشاگري که به خود اجازه بدهد در فرايند منفي و نامتعادل تخليه رواني عليه تيم حريف اقدام يا فحاشي کند در صورت نتيجه نگرفتن تيم خودي نيز در اواخر بازي عليه آن اقدام نموده به فحاشي و هتک حرمت روي خواهد آورد.

يکي ديگر از راههاي جذب تماشاگران و نيز تخليه رواني استفاده از مکانيزم موزيکال است. در مکانيزم موزيکال به روشهاي مختلف مي توان اسباب شادي و هيجان مثبت تماشاگران را فراهم نمود و از آنان در جهت سالم تر کردن محيط ورزش استفاده کرد.

مکانيزم موزيکال هم به صورت زنده و مستقيم قابل اجراست و هم به صورت غيرمستقيم.

استفاده از روش موسيقايي يا موزيکال بايد به گونه اي باشد که حس همراهي و جمع گرايي تماشاگران را تقويت و آنان را در هالي اي از شور و شعف قرار دهد.

علاوه بر اين نغمه هاي موزيکال مورد استفاده در محيط هاي ورزشي بايد به نحوي باشد که از هر گونه سينگنال هاي اضطراب زا يا هيجانات تند به دور بوده، بيشتر خاصيت آرام بخشي (RELAXATION) داشته باشد.

ويژگي ديگري که بايد به آن توجه داشت اين است که نوع نغمه مورد استفاده با موقعيت و شرايط حاکم بر مسابقه، تيم هاي حريف، شهر محل برگزاري مسابقه و ... تناسب داشته با ساختار عرفي حاکم بر جامعه ذيربط نيز سازگاري داشته باشد.

اگر نغمه هاي موسيقايي مورد استفاده با ساختار عرفي يا اجتماعي جامعه به مفهوم عام و خاص تناسب نداشته باشد سبب بروز مسايل و مشکلات حاشيه اي خواهد شد و در بروز تنش يا تشنج نيز مؤثر خواهد بود.

براي اين که تأثير نغمه يا ملودي مورد استفاده بيشتر شود بايد داراي ويژگي هاي ذيل باشد.

1- خاصيت تداعي گري(REMEMBERING):

يکي از ويژگي هاي مثبتي که مي تواند در ميزان تأثير نغمه اثر داشته باشد ويژگي يادآورندگي است. به بيان ديگر نغمه ها بايد به گونه اي باشد که خاطرات مثبت و مسايل مثبت هيجاني را در ذهن افراد تداعي کرده، از تداعي مسايل منفي يا تشنج زا جلوگيري کند.

2- جذابيت(ATTRACTIONS)

جذابيت يکي از عناصر مهم کنش هاي موسيقايي است. جذابيت اصولاً موضوع مطلقي نيست بلکه امري کاملاً نسبي است. بر اين اساس نغمه اي از جذابيت برخوردار است که اکثريت نسبي تماشاگران را تحت تأثير قرار داده، مجذوب خود سازد.

بديهي است هر چه ميزان جذابيت نغمه بيشتر باشد بر ميزان تأثير آن نيز افزوده مي شود و بين سطح جذابيت با مقدار تأثير آن رابطه متقابل وجود دارد.

اگر يک موسيقي خاص فاقد جذابيت اي لازم باشد نه تنها در بهبود وضعيت ورزشگاه مؤثر نخواهد بود بلکه اسباب تنفر افراد را نيز فراهم آورده، خاصيت دفعي پيدا مي کند.

3- تناسب قطعات موزيکال:

اگر قطعات موزيکال مورد استفاده در ورزشگاه با يکديگر تناسب نداشته باشند ميزان تأثير گذاري کار بسيار پايين مي آيد. بنابراين براي ايجاد تناسب بين قطعات موزيکال بايد به حال و هواي حاکم بر هر نغمه با نغمه هاي قبل و پس از آن توجه داشت و از تنظيم بي هدف قطعات خودداري کرد.

قطعات موزيکال از نظر نوع ريتم حاکم بر کل اثر نيز بايد داراي هماهنگي باشد، ريتم بسيار تند اثر هيجاني منفي خواهد گذاشت و در بهبود و رواني ورزشگاه تأثير چنداني نخواهدداشت و ريتم کند و بسيار ضعيف نيز به دليل ايجاد حس سکون و رخوت باعث توجه نکردن تماشاگران و حتي نفرت آنان خواهد شد.

4- بلندي يا کوتاهي صدا:

صداي پخش شده در ورزشگاه بايد به گونه اي باشد که براي همه تماشاگران قابل فهم و دريافت باشد به عبارت ديگر صداي بسيار پايين فاقد تأثير بوده و صداي بسيار بلند نيز تأثيرات مخرب عصبي داشته، باعث بروز تشنج و مسايل حاشيه اي مي گردد.

صداهاي بسيار بلند علاوه بر گوشخراش بودن و عصبي کردن افراد سامانه رواني افراد را نيز تحت تأثير قرار داده، سبب بروز نوعي اضطراب و استرس نيز مي شود و در بروز حرکات خشن توسط تماشاگران تأثير داشته، خاصيت کاتاليزور يا شدت دهنده دارد.

5- وضوح صدا:

در دنيا امروز با استفاده از سيستم هاي صوتي پيشرفته، ميزان وضوح صدا را تا حد زيادي افزايش داده اند. صدا و فرکانس هاي مختلف آن در محيط ديجيتال داراي ويژگيهاي خاصي است. به عنوان مثال صدايي که براي يک فيلم سينمايي (MOVIE) متناسب است به هيچ وجه براي سخنراني يا خطا به (SPEECH) مناسب نيست.

بنابراين اگر به عنوان مثال در محيط هاي ورزشي از نغمه هاي هيجاني استفاده مي شود بايد نوع صداي مورد استفاده براي ملودي مزبور متناسب باشد.

وضوح صدا در محيط ديجيتال موضوع ساده و تک بعدي نيست بلکه داراي جوانب و شرايط مختلف است که حاصل نهايي رعايت شرايط و در نظر گرفتن جوانب مزبور، ايجاد حس رضايت و شادماني در مخاطب است.

وجود صداهاي پارازيت دار مانع بسيار مهمي در کاهش سطح تأثير گذاري ملودي مي باشد. بنابراين بايد دستگاههاي صوتي و ابزارهاي جانبي آن به گونه اي باشد که صدا بدون هر گونه خدشه يا پارازيت پخش شود.

يکي ديگر از روشهاي تخليه رواني ورزشکاران استفاده از نورپردازيهاي پيشرفته، رقص نور و پديده فاي است. رقص نور يا جنبش موزون طول امواج به دليل ايجاد حظ بصري در انبساط خاطر و شادماني تماشاگران تأثير گذار بوده، باعث ايجاد هيجانات مثبت مي گردد.

درنورپردازيهاي ورزشي بايد اصول حاکم بر نورپردازي را با فضا و جو حاکم بر ورزشگاه هماهنگ نمود و از بهترين روشها و سيستم هاي موجود براي اجراي درست کار استفاده نمود. اصول حاکم بر نورپردازيهاي ورزشي بدين قرارند:

1- استفاده از رنگ نورهاي آرامبخش:

با توجه به خصوصيات روان شناختي انسان تأثير هر يک از نورها با يکديگر داراي اختلاف و تفاوت است. برخي از نورها باعث ايجاد حس خونسردي و آرامش مي شوند ولي برخي از نورها سبب ايجاد حس خشونت و نفرت.

بنابراين بايد با شناخت دقيق هر نور به تناسب شرايط بازي از نور خاصي استفاده کرد مثلاً هنگامي که تماشاگران در اوج احساسات هيجاني هستند و هيجانات آنها تا حدي حالت افراطي به خود گرفته است بايد ميزان طول امواج نورهاي گرم را تا حد امکان کم نمود و از امواج نوري سرد استفاده نمود.

در مورد استفاده از نوع رنگ نوري خاص بين کارشناسان و صاحبنظران اختلاف نظر چنداني وجود ندارد و کارشناسان صرفاً بين مجموعه رنگهاي گرم بنا به سليقه يا تشخيص خود قايل به تفکيک مي شوند ولي اکثريت قريب به اتفاق رنگ آميزي روشن، شفاف و جذاب (ATTRACTIVE) را به عنوان بهترين رنگ سرد بر مي گزينند.

برخي از رنگها در ايجاد حس رخوت، ضعف يا سستي تأثير گذارند استفاده از اين رنگها به هنگام شروع نابهنگام برخي از حرکات خشونت آميز مفيد است ولي استفاده از اين رنگها در اکثر مواقع مجاز نيست مگر اين که به تناسب شرايط و جو ايجاد شده، طول موج هاي مزبور تأثير گذار باشد.

2- استفاده از طول موجهاي مناسب نوري:

از نظر علم فيزيک رنگ عبارت است از طول موج مخصوص امواج نوري، هر چه ميزان طول موجهاي نوري تغيير يابد رنگها نيز تغيير مي کند بنابراين بايد تغيير و تحول طول هر يک از امواج نوري براساس مباني علمي صورت گيرد و بدون مبنا و قاعده نباشد.

3- ميزان نفوذ نور:

دستگاههاي پخش کننده امواج نوري در ورزشگاهها بايد از قابليتهاي لازم براي کاهش يا افزايش ميزان نفوذ نور برخوردار باشند. ميزان نفوذ نور از نظر ما عبارت است از ميزان برد نور در سطح خاصي از منطقه هدف، هر چه ميزان نفوذ نور بيشتر باشد سطح تأثير گذاري نورپردازي ورزشگاهها افزايش مي يابد ولي با اين وجود استافده از نور با سطح نفوذ بسيار بالا باتوجه به هدف کارگردان فعاليت نورپردازي، نيازهاي تعريف شده و شرايط حاکم بر استاديوم تغيير کند.

4- ميزان شفافيت نور:

نور مرود استفاده در ورزشگاهها بايد از قابليت بالايي براي شفاف سازي فضاي هدف برخوردار باشد ولي اين به معناي استفاده هميشگي از نورهاي داراي شفافيت بالا نيست. استفاده از ميزان خاصي از نور شفاف يا غيرشفاف به پارامترهاي مختلفي بستگي دارد که جاي ذکر آنها در اين نوشتار نيست ولي با اين وجو ميزان شفافيت نورهاي مورداستفاده بايد در ايجاد حس توهم، خيال، خواب کاذب، ابهام جذاب، سکوت و خلسه، غم و شادي و... به اندازه کافي تأثير گذار باشد.

5- ميزان دقت و هدف گيري نور:

دستگاههاي مورد استفاده در استاديومهاي ورزشي بايد از قابليت هدفگيري دقيق نور برخوردار باشند و بتوانند به راحتي با تمرکز يا فوکوس نوري نقاط خاصي از منطقه هدف را روشن کنند.

6- قابليت گردش نور:

ميزان گردش نور در ورزشگاهها براساس اصول برنامه نوري مربوطه قابل تعريف است. بدون وجود برنامه مشخصي گردش ديمي نور فايده اي نداشته، در برخي موارد مضر نيز خواهد بود. در هر صورت دستگاههاي نورپرداز مورد استفاده در ورزشگاهها بايد از قابليت گردش کامل (380 درجه اي) برخوردار باشند و بدون وجود اين قابليت، امکان اجراي دقيق بسياري از برنامه هاي نوري وجود نخواهد داشت.

برچسب: نویسنده: نگین امیری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:20

صفحه بندی